بدرود بىدرد
صداى حنجرهء شوم غم ، صداى تو بود * نفير و نكبت شب ، بانگ آشناى تو بود
گذشت آنكه دل من - نه من - دل عالم * به صيد حادثه مىرفت و مبتلاى تو بود
گذشت آنكه چو ماه فلك ، به حسن تمام * درآمدى و جهان جمله در هواى تو بود
گذشت و رفت زمانى كه در جريدهء عشق * وفا وفاى تو بود و صفا صفاى تو بود
الا نواى تو بىرنگ و از ترانه تهى ! * وزان هزار قنارى كه در نواى تو بود
مصيبتى كه دلم زير آفتاب كشيد * براى هيچ ، براى عبث ، براى تو بود
آيت نور و نوازش
ساقيا ! سهم من آن خانگى خام افتاد * باز پيرانه سرم پاى در اين دام افتاد
راحت روح و دواى دل خونين و خراب * تلخى آتش تر بود كه در كام افتاد
وه چه خشنودم و خوشدل ، كه مرا دولت دوست * لطفها كرد و چنين كار به فرجام افتاد
روى ماه فلكى ، از نظرم پنهان شد * عكس آن ماه « چو در آينهء جام افتاد »
گرچه از گردش گردون ، دل سودائى من * تنگ در دايرهء حسرت ايّام افتاد
آيت نور و نوازش ز عطايش خواندم * وانكه اين نكته نياموخت در ابهام افتاد
فيض انفاس خوش و نكهت باد سحرى * اجر صبرم ز غم يار دل آرام افتاد