در رايحهء نرگس ، در شعر سپيد ياس * در تهنيت باران ، اسرار تو مىبينم
سيماى خدا بينم ، در صورت زيبايت * در دايره خلقت ، پرگار تو مىبينم
در كعبهء حقّجويان ، آمد تن پاك تو * در مروه صفاى تو ، آثار تو مىبينم
ميلاد تو بر هستى ، نورى ز خدا باشد * منصور اناالحقگو ، بر دارِ تو مىبينم
خورشيد جمالِ تو ، افكار ، منوّر كرد * صد دشت گل خورشيد ، بيدار تو مىبينم
هركس كه تو را بيند ، در آينهء چشمش * فرزانهء حقّ گردد ، هشيار تو مىبينم
پروانه دلها را ، در پرتو انوارت * پر سوخته مىبينم ، تبدارِ تو مىبينم
در شهر عطاى تو ، كس نيست دگر مسكين * الّا دل من ، كان هم ، غمخوار تو مىبينم
گرديده دل « قدسى » ، روشن به ولاى تو * صد شكر كه من در دل ، ديدار تو مىبينم
در ميلاد مسعود حضرت محمّد بن عبد اللّه صلّى اللّه عليه و آله بدر جهان
من در آيينه صفاى دلوجان مىبينم * جلوهء طلعت آن سرو روان مىبينم
دل آيينه گرفتار جمال خوش اوست * هر دلى مايل آن راحت جان مىبينم
در سرى نيست كه سوداى وصالش نبود * عالمى عاشق آن بدر جهان مىبينم
پيش انوار رخش رونق خورشيد شكست * جلوه حقّ به بلنداى زمان مىبينم
مژه دادند ملائك به زمين مقدم او * زين جهت كون و مكان نورفشان مىبينم
گيتى امروز منوّر ز فروغ رخ اوست * گل و بلبل به طرب رقصكنان مىبينم
شد جهان خرّم از الطاف همايون اثرش * همه جا وصف جمالش به ميان مىبينم
خانهء آمنه امروز در او نور خداست * جلوهء نور خدا را به ميان مىبينم
وحدت آورده به همراه صفاى قدمش * شاد و خندان لب هر پير و جوان مىبينم
شده پيوند به هم ، قلب محبّان رسول * موج شادى همه جا در طيران مىبينم
به رهش ريخته « قدسى » گل شعر و غزلش * شمع را هديه به خورشيد جهان مىبينم