تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
زبون است مرگ از پى بودِ تو * حضور تو بر دل حضور خداست عجب نيست اشكم ز هجران تو * اگر خون بريزد ز مژگان رواست رهت راه يزدان صراط خداست * خطت از همه آرمان‌ها جداست سرت سرفراز است بالاى نى * چو مشعل به افكار ما روشناست شهادت تو را عمر جاويد داد * هرآن‌كس كه غير از تو ميرد فناست دهد درس جان‌بازىات زندگى * مرا قبلهء آرزو ، كربلاست فرومانده « قدسى » به اوصاف تو * تو تابنده‌اى تا كه دنيا بپاست

غديريّه

ما از غدير با تو به پيمان نشسته‌ايم * در كشتى سلامت ايمان نشسته‌ايم ميثاق ما به دست پيمبر نهاده شد * در سايه‌سارِ ناجىِ دوران نشسته‌ايم مهر عليّست در دل و سوداى او به سر * امن‌گاه عزّت جانان نشسته‌ايم دل در اميد بسته به يُمن ولايتش * بر شاهراه حشمت يزدان نشسته‌ايم كامل شده‌ست دين خدا از ولاى او * ما بر صراط روشن تابان نشسته‌ايم بىحُب او بهشت به انسان نمىدهند * ما در حصار حامى انسان نشسته‌ايم راه نجات ، عشق علىّ و ولايت است * زير لواى مكتب قرآن نشسته‌ايم عطر و رواج گلشن دين از علىّ بود * ما بر اميد خسرو خوبان نشسته‌ايم « قدسى » بگوى مهر علىّ سرمدى بود * ما از غدير با تو به پيمان نشسته‌ايم

به مناسبت ميلاد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم حديث سبز ديدار

تكرار كن بر ما حديث سبز ديدار * اى چشم تو آيينهء افكار هشيار با ما بگو رمزى ز توحيد و پرستش * اى عالمى از عشق جانسوز تو تب‌دار مىخوان سرود و نغمه‌هاى آسمانى * اى آسمان سينه‌ات درياى اسرار
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 409 | سيد محمد باقر برقعى