مىگو مفاد « اقْرَأْ » * و اعجاز قرآن * اى آشنا با ذكر تو دلهاى بيدار
ميلاد تو روييدن خير است و وحدت * سرمنشأ فيض و كمال و رشد پندار
ريزد به هم ابروى تو قصر شياطين * در آذرستان مىكند گل ابر ايثار
درياچههاى خشك از يُمن قدومت * آب آورد تا پرورد انسان و اشجار
اللّه اكبر ! اعلم مكتب نرفته * اى مخزن اسرار حقّ ، مرآت افكار
اى ياد تو انديشهء پاك و مطهّر * اى خُلق تو سرمايه و معيار رفتار
هر واژهام گنگ است بر وصف كمالت * اى ديده و دل از غمت مجروح و بيمار
رخشيدن انوار صادق از تو باشد * خورشيد علم و مذهب و داناى اعصار
« قدسى » ز دل دارد به لب مدحت به اشعار * تكرار كن بر ما حديث سبز ديدار
ميلاد حضرت على عليه السّلام
به ساقى گفتهام بر مؤمنين جام ولا بخشد * شكوفه گفتهام صحن معابد را صفا بخشد
به سنبل گفتهام شانه زند گيسوى عطرآگين * مهيّا با گل نرگس ، طراوت بر هوا بخشد
به باران گفتهام شويد همه كوه و بيابان را * كه مىآيد گرانمردى ، كه ايمان را بقا بخشد
مؤذّن گفتهام بر مأذنه تكبير حقّ گويد * كه مير مؤمنان آيد ، به انسانها وفا بخشد
مسيحا دم ، پيمبرگونه ، شير بيشهء توحيد * علىّ آيد ، عدالت آورد ، رسم سخا بخشد
يل مشكلگشا آيد ، حبيب كبريا آيد * به جامى از مى وحدت ، همه دلها دوا بخشد
انيس بىكسان آيد ، پناه مردمان آيد * خديو كشور ايمان ، به محرومان عطا بخشد
شده « قدسى » همى مجنون ، ز عشق ساقى كوثر * به امّيدى كه در كوثر ، علىّ بر او شفا بخشد
به مناسبت خجسته ميلاد علىّ بن ابى طالب عليه السّلام ولاى علىّ عليه السّلام
در آيينهء قلبم ، رخسار تو مىبينم * صد فصل بهار عشق ، در كار تو مىبينم
روييده ولاى تو ، بر دشت خيال ما * چشم همه عالم را ، بيمار تو مىبينم