تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١

تقديم به حضرت فاطمه عليها السّلام لحظهء زخمى

شبى سنگين و طولانى دل مهتاب را بردند * و با توفانى از غم‌ها قرار آب را بردند و در يك‌لحظهء زخمى درختى شكل مىگيرد * كه در نقّاشى دردش حريم قاب را بردند شبى مانند عاشورا ، عزيزى تشنه مىگريد * كه روحش را تَرَك دادند و روح آب را بردند شبى كه امتدادش غم ، تمام لحظه‌هايش غم * شبى كز چشم يك كودك حضور خواب را بردند و مردى خسته و تنها درون چاه مىگريد * كه دور از التهاب غم ، ولى بىتاب را بردند

قفس را رها كرد

شبى رو به‌سوى خدا كرد و رفت * براى شقايق دعا كرد و رفت تمام قفس‌هاى ما قفل بود * شبى كه قفس را رها كرد و رفت بلور غزل‌هاى آبى شكست * غزل را چه بىانتها كرد و رفت سپيدارى از نسل خورشيدها * به آلاله‌ها اقتدا كرد و رفت تمام دلش پيش خورشيد بود * نگاهى به آيينه‌ها كرد و رفت و انگار بغض از گلو مىچكيد * همان شب كه ما را دعا كرد و رفت

انتظار

آقا بيا ! كه آمدنت دير مىشود * هر لحظه‌اى بدون تو دلگير مىشود وقتى كبوتران غم آزاد مىشوند * دل‌ها به جرم عشق تو زنجير مىشود
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 41 | سيد محمد باقر برقعى