نمونههاى زير از شعر اوست :
زمزمهء نگاه
زمزمهء نگاه تو ، ريشه گرفته در دلم * غرق شكوفه گشتهام ، تا شدهاى مقابلم
مىزدگانِ همّتت ، سرختر از هميشهاند * از نفس سپيدهها ، مايه گرفته اين دلم
بسته دهان من اگر ، چشم قلم گشوده است * خندهء روشن سحر ، پرچم سبز ساحلم
سرو زمانه را ببين ، سجده به لاله مىبرد * در رگ سبز اين سخن ، قصّهء تلخِ كاملم
آنكه به خاك و خون كشد باغ ثمر رسيده را * در عطش نياز خود ، كرده نظر به حاصلم
جنگل اگر فتد ز پا ، ساقه زند ز ريشهها * جورِ تبر نمىكند ، خسته و پوك و زايلم
آينه مىزند نفس ، از رمق سپيده دم * مىبَردَم قدمقدم ، سِحرِ غزل به منزلم
تُردتر از هميشه است ، لحظهء شاد عمر ما * وقت گره گشودن است ، بيا اگر كه قابلم
گلستان آرزو
آتشى بر كُركِ شب مىافكنيم * در وجودش خشم تب مىافكنيم
صد گلستان آرزو ، در جان ماست * بند ، از پاى طرب مىافكنيم
سينهخيزان ره سپرده اوج شوق * وحشت از سيماى لب مىافكنيم
پيش پا كوهى اگر گردن كشد * در غرورش صد تعب مىافكنيم
خار اگر ابرو كشد از كار گُل * در نهادش صد عجب مىافكنيم
روى آسايش نبيند تيرگى * تا كه سر ، پاى طلب مىافكنيم
لرزه بر اندام وحشت مىرسد * آفتابى گر به شب مىافكنيم
گر اجل عاشقصفت لب واكند * رَختِ نوبت باادب مىافكنيم
شاخه نگاه
به سنگ كينهها اگر ، شرار صد بهانه است * به شاخهء نگاهمان ، تلاش صد جوانه است