دبيرستان قريحهء شعر در او پديدار گشت و سرودن شعر را آغاز كرد و در قالبهاى مختلف طبعآزمايى نمود و در اين زمينه استعداد و توانايى خود را نشان داد و اشعارش از نظر لفظ منسجم و از لحاظ مضمون لطيف مىباشد . وى را مىتوان از شعراى موفّق معاصر به شمار آورد .
دكتر حسن لى از سال 1364 آثار و مقالاتش در زمينهء نقد و طنز در روزنامهها و مجلّههاى كشور انتشار مىيابد . اينك نمونههايى از شعر او :
شاخهء شوق
اشك اگر شعله نگيرد كه بگيراندمان * ترسم اين حوصلهء سرد بميراندمان
اى فروخفته در آغوش تحسّر ، برخيز ! * كسى از آن طرف پنجره مىخواندمان
كسى از آن طرف پنجره مىخواهد باز * ببرد در دل آيينه بيفشاندمان
آسمان پر شود از عطر گلافشانى ما * اگر آن دست در اين مزرعه بنشاندمان
شاخهء شوق اگر پر شود از غنچهء داغ * هيچ دستى دگر از باغ نمىراندمان
ديدهء ما به نهانخانهء حيرت باز است * تنگ چشمِ نظرآلوده نمىداندمان
شايد آن تختهء سنگيم ، ولى دستى نيست * « كه از اين روى به آن روى بگرداندمان » « 1 »
كاش مىشد كه آبى بميريم
ساحل چشم جادويى او ، بازهم رنگ رؤيا گرفتهست * تاروپود دل نازكم را ، باز ميل تمنّا گرفتهست
در گلو بغض ديرينه دارم ، يك بغل شعله در سينه دارم * ديرگاهيست كاين آتش گنگ ، در دل كوچكم جا گرفته است
بازهم حالى آشفته دارم ، گفتنىهاى ناگفته دارم * ليك آن بغض ديرينه امروز ، باز راه گلو را گرفتهست
هامش
( 1 ) - وام گرفته از « كتيبه » اخوان ثالث .