رفتار تو اى پسر نباشد * در سنّت پاك شرع مشنون
بازآى و به من نما مواسات * تا چند كنى خلاف قانون
ور باز ستم كنى به « محزون » * از بهر جزاى تو هماكنون
من نيز روم به جاى ديگر * بوسم رخ دلرباى ديگر
من مات رخ تو باشم اى شاه * وز حالت من نباشى آگاه
آخر نظرى بهسوى ما كن * پيوسته نه بلكه گاهوبيگاه
من بر سر كوى تو مقيمم * با مقصد تو هميشه همراه
بر صدق مقال من گواهيست * از سرخى چشم و روى چون كاه
شايد كه تو از درم بيائى * چشمان مناند هر دو بر راه
فرياد و فغان رسد به عرشم * از هجر تو شام و هر سحرگاه
از درد دلم حذر كن اى يار * ترسم كه تو را زيان كند آه
بسيار خجل شدم كه كردم * تشبيه تو را ز جهل ، بر ماه
از گنج خداى داد خود ده * مسكين و فقير را تو تنخواه
بر رنجبران ستم نمائى * ديگر تو مگو منم وطنخواه
بردار تو دست از رقيبان * ترسم كه تو را كنند گمراه
اينان ، تو اگر رها نسازى * مِنبَعد بدان نذرتُ لله
من نيز روم به جاى ديگر * بوسم رخ دلرباى ديگر
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 298
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٢٩٨