مىشود گُم نگاه گويايت * فاصله مىدود به عمق وجود
روى مهتاب تازهء ديدار * مىخزد سايهء بهانه چه زود
لالهاى مىشكوفد از دل درد * زير باران شِكوههاى كبود
پرده مىافكند خزان سكوت * روى ياس سپيد گفتوشنود
آه سردى ز سينه مىرويد * بر مزار پرندههاى سرود
مىتراود شميم شور سرشك * مىگريزد تبسّمت چون دود
مىنشينم كنار خلوت خود * خالى از اشتياق بود و نبود
در تهىگاه ناى گفتنها * وه چه تلخ است واژهء بدرود !
نمنم عشق
مىشود برگ دلم زنده چو از نمنم عشق * مىسرايم غزلى تازه به زير و بم عشق
گويى از كوچهء ذهنم گذرى كرده بهار * كه شكفتهست ز هر پنجرهاش مريم عشق
ز حضيض قفس تنگ پَرَم تا به چكاد * گر نسيمى بچكاند به پرم شبنم عشق
بال احساس شكستهست بسى ، كو مددى ؟ * تا بر اين زخم نهم قطرهاى از مرهم عشق
بذر شادى بشكافد دل خشكيدهء خاك * گر كه شاداب شود لحظهاى از زمزم عشق
رقص پروانه دهد رنگ به رخسارهء گل * آينه جلوهء يار است چو در عالم عشق
ابر چشمم شده پربار و منم شكرگزار * تا بشويم به سرشكى همه جا مقدم عشق
غم ايّام زند زنگ بر آيينهء دل * صفحهء سينه ولى صاف شود از غم عشق
چتر برگيرد اگر فاصله از باغ حضور * مىزند بوسه به جان بارشى از نمنم عشق
بارانىام
من ابرىام ، بارانىام ، اى غم كجا مىرانىام ؟ * خاموشى اشكم مبين ، دريايىام ، توفانىام
تيغ گل عشقى اگر ، از پردهء روحم گذر * تا در خرابآباد دل ، گلشن كنى ويرانىام
آتشفشان سركشم ، آهى ز جان گر بركشم * پروا كن از آرامشم ، آتشدلى عصيانىام