تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨

در چاه گريست

از بغض نشسته در گلو ، آه گريست * تا يارى همسر دو قدم ، راه گريست روزى كه خدا امانتش را پس برد * « آن صبر خميده شد و در چاه گريست »

ديوار و در

يك روز به بازخواست برمىخيزند * آنان كه به انتظار رستاخيزند آن روز ، به آبروى زهرا سوگند * ديوار و در از شرم فرومىريزند

از بسيارى گناه

ازبس‌كه گناه در گلومان رفته‌ست * ته‌ماندهء عشق از سبومان رفته‌ست گفتيم كه دست رو به بالا بكنيم * اى واى ! تمام آبرومان رفته‌ست

سجّاده‌اى دل

نجيبى ، مهربانى ، ساده‌اى ، دل ! * براى گفت‌وگو آماده‌اى ، دل ! و اكنون روبه‌روى قبله هستى * تو سفره نيستى ، سجّاده‌اى دل !

مرثيه مجسّم

پرخون شده از چه زخمى ناى علىّ ؟ ! * از چيست كه چاه گشته مأواى علىّ ؟ ! اى مرثيهء مجسّم ، اى خاك بقيع ! * برخيز و بگو كجاست زهراى علىّ ؟ !
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 98 | سيد محمد باقر برقعى