تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 665

مساهمون:

ص٦٦٥
يك‌لحظه رخت نمىرود از يادم * يعنى نه خوشم نه هيچ‌وقت آزادم مرگم بده يا زندگى جاويدان * دنياى دوروزه پر شد از فريادم
* * *
ديرى است كه آزادى خود باخته‌ام * از جبر زمانه با عدم ساخته‌ام گر مرگ بدن ، مرا در آغوش كشد * مركب به جهان واقعى تاخته‌ام
* * *
بازآ دژ نظم بىنگهبان و در است * يك‌بار دگر حكم ادب در خطر است شيرين همه شور و شور شيرين عجبا * شكر همه تلخ و تلخ اكنون شكر است
* * *

دوبيتىها

يكى باطل يكى عيّار گردد * يكى غافل يكى هشيار گردد يكى شد قاتل آل محمّد * يكى عبّاس پرچمدار گردد
* * *
جوانى مىرود كم‌كم ز دستم * نصيحت كم بگو گويى كه مستم اگر مويم بگيرد رنگ دندان * به نادانى همان باشم كه هستم
* * *
شب تارست و چشمانم خماره * بدوشم اهرمن گويا سواره ايا « طاير » بخواب امّا پس از مرگ * مياسا زندگى همچون قماره
* * *
نگارا تا تو هستى در كنارم * ببخشى عزّتى در برگ و بارم و گر مانى برم تا لحظهء مرگ * نيفتد بر در ناكس گذارم
* * *
اگر جغدى بيا ، ويرانه اينجاست * و گر مجنون كشى ، ديوانه اينجاست