پرسوجو گر مىكنم ، گمگشتهاى دارم شگرف * بر درى گر مىزنم ، از بهر دلبر مىزنم
ميل باريدن به چشم و ، شوق گرييدن به دل * از لب خود گر خروشى همچو تندر مىزنم
پا نمىپويد ز تاوَل ، بلكه مىمويد ز خون * هركجا يابم نشانى از تو ، چادر مىزنم
پور دستانم ، چنان پابند مام ميهنم * كه به پاسِ مام خود ، بر پور خنجر مىزنم
تا به يادت اى وطن مشحون ز شعرم ، غم مخور * نقشها از ياد تو بر برگِ دفتر مىزنم
دست گردانت هماره بوسهگاهِ شعر من * مهترانه بوسه بر دستان مهتر مىزنم
تلخ كامم گر چو « صدرا » از دورنگىهاى چرخ * انگبينسا با غزل طعنه به شكّر مىزنم
به دكتر نورانى وصال قبالهء سخن
اى كه با شيخ و خواجه هموطنى * شعر نابى ، قبالهء سخنى
از لبِ خامه نامهء مهرى * بر تن چامه ، جامهء پَرَنى
اى نگهبان راد گنج سخن * عطر نسرين ، صفاى نسترينى
اى زبانت شميم نابت بهار * همچو حافظ ز نسل ياسمنى
شعر سعدى به نامت آرسته * گلستانى دگر به شهر منى
با تو شيراز ماست شهر ادب * ز آنكه دارد چنان تو ممتحنى
پاى دانادلان نمىلغزد * با تو دانشورى كه بر رونى
صبح صادق طلوع و چهرهء توست * مهر ورزى و ماه شبشكنى
خون رگهاى مهد فرهنگى * اى « وصالى » كه وصف خويشتنى
با گلت گر قرين كنم ، نسزد * اى كه دارى ز گل دمن دمنى
شورِ خنياگرىِ ناهيدى * نقر شيرين عشق كوهكنى
با تو ياران شهر تو مجموع * بىتو هرگز مباد انجمنى
آفرين بر تو و تبار تو باد * اى تنى كه فزونتر از كشنى
همچو پيشينيان صلاى خوشى * عبد وهّاب و خصم اهريمنى