به همكارى پرداخت .
صالحى در سال 1354 در روزنامهء اطّلاعات صفحهء طنز و انتقادى « زير آسمان كبود » را داير كرد و يكى از پرخوانندهترين صفحات روزنامه بشمار مىرفت كه تا سال 1361 ادامه داشت و در ضمن مسئوليّت صفحهء طنز و حكايت همان روزنامه را تا سال 1362 عهدهدار بود .
صالحى آرام ، همزمان با فعّاليّتهاى مطبوعاتى چند سالى نيز به امر تدريس اشتغال داشت و چندى نيز مسئوليّت انتشارات روابط عمومى وزارت آموزش و پرورش و يك دوره نيز سردبير نشريّهء وزارتى را عهدهدار بود .
صالحى در حال حاضر علاوه بر اشتغال در روزنامهء اطّلاعات صفحهء طنزآميز « خوشخيال » را در مجلّهء صدف را اداره مىكند .
نمونههاى زير از آثار اوست :
بهار . . . !
امسال بىبخارتر آمد همى بهار * مهملتر و چرندتر و نفلهتر ز پار !
بوديم گرچه پار ، همى مفلس و غريب * بوديم گرچه پار ، بدهكار و قرضدار
امسال نيز بيشتر از پار ، ماندهايم * در پيش مادر و زن و فرزند ، شرمسار
ما را چه اينكه دامنهء كوه گشته است * « از پشته تا به پشته سمنزار و لالهزار » ؟
با غنچه و شكوفه چه كارى شود درست ؟ * اكنون كه احتكار برآرد ز ما دمار
وقتى بهار جلوه كند پيش ديدگان * كاين چرخ نابكار شود يار و سازگار
حرفيست اين ميان بهار و ميان من * با كفش پاره ، كى بتوان شد به كوهسار ؟
گر اندكى زمانه بكاهد ز روى خويش * پاييز هم خوش است ، چه حاجت به نوبهار ؟ !
سخنى با روزگار
غوره بودم ، از چهام كردى مويز ؟ * اى تفو بر تو ، تفو ، گردونِ هيز !