دربارهء تذكره سخنوران نامى معاصر « 1 »
اى عارف بزرگ و اديب بزرگوار ! * وى از محمّد عربى برده يادگار
در نام باقرى و مقلّب به « برقعى » * علم است از وجود تو جوشان چو چشمهسار
تأليف كردهاى تو كتاب سخنوران * مشحون ز شرح حال بزرگان روزگار
در اين سفينه آمده احوال شاعران * وز هركدام قطعهء اشعار آبدار
صد آفرين به خامهء سحرآفرين تو * بخشيدهاى به اهلقلم عزّ و افتخار
صد تذكره ز دور گذشته به دست ماست * داراى سبك ناقص و اغلاط بىشمار
ليكن كتاب توست عقيقى گرانبها * بر گردن فحول ادب درّ شاهوار
از ما درود باد بر اين سيّد جليل * داده ز رشحهء قلمش برقم اعتبار
گر كار نيك بازنماند ز آدمى * بهتر بود براى وى از قصر زرنگار
اى « صالحى » ارادت خود آشكار كن * در دوستى چه فايده ، در اصل استتار
هامش
( 1 ) - اشعار فوق را صالحى از راه لطف نسبت به نگارنده و تذكرهام سروده و چون اصرار به چاپ آن نمود ، به درج آن مبادرت گرديد .