بر اين اساس به پايان رسيد و شد تكميل * توسّط حسن مُثله ، اين نظام قويم
نوشته بر در و ديوار آن به خطّ جلىّ * تبارك اللّه احسنت احسنُ التّقويم
نصيب زايرش آمد سعادت دارين * اگر رجوع شود لحظهاى به عقل سليم
چنانچه قبلهء سوم بخوانمش نه خطاست * به امر حقّ به درش با عصا ستاده كليم
هرآن كسى كه در آنجا نماز بگزارد * خدا گواست بود فارغ از عذاب جحيم
به زندگان چو ببخشد حيات جاويدان * چه احتياج ، كه احيا كند عِظام رميم
اگر تو اهل دلى ، طوف آن مقام نماى * زياده است ثوابش ز طوف ركن و حطيم
هزار معجزه از آن مقام گشته عيان * به امر بار خداى كريم و حىّ قديم
مقام خاصّ و منيع امام ثانى عَشَر * ملاذ جنّ و بشر پادشاه هفت اقليم
سرود « صالحى » اين چامه ز اعتقاد و نمود * به دست خويش به درگاه خادمش تقديم
« عظيمى » آنكه بود از سُلاله سادات * نموده جمع احاديث از جديد و قديم
به سعى و كوشش اين سيّد جليل القدر * شود كرامت مسجد به شيعيان تفهيم
نوشته است كتابى كه از ره اخلاص * به عاشقان امام زمان كند تقديم
خدا موفّق و منصور داردش كه بود * بزرگوار و خدوم و جليل قدر و كريم
مدح و منقبت مولاى متقيان حضرت على عليه السّلام امير بتشكن
يا علىّ ! اى آيت عظماى ربّ العالمين * وى وجود نازنينت قبلهء اهل يقين
اى به تو محكم اساس هفت سقف لاجورد * وز تو مستحكم بود احكام قرآن مبين
وى جمال بىمثالت آيت بدر الدّجى * از وجود اقدست احيا شده اسلام و دين
حجّت الحقى و سيف اللّه و دست كردگار * وارث علم جميع انبياء مرسلين
رشتهء دين خدا محكم ز تو تا روز حشر * واقفى بر علمهاى اوّلين و آخرين
گر كه پشتيبانى همچون تو نبودش مصطفى * كى موفّق بود در تحكيم اسلام رزين
بحر اسلام ار كه كشتيبانى همچون تو نداشت * نى به ساحل مىرسيد از موجهاى سهمگين