صلاح نيست . خداوند او را به راه صلاح هدايت فرمايد .
كعبهء دل
آنان كه حجّ براى رضاى خدا كنند * بهتر نخست خلق خدا را رضا كنند
قومى كه دِين خلق به گردن گرفتهاند * شايسته نيست دِين خدا را ادا كنند
حجّ مىروند بهر نمايش ميان خلق * و اندر نهان دو صد عمل ناروا كنند
گر آبروى خستهدلى را به زر خرند * بهتر كه كعبهاى ز سر نو بنا كنند
كعبه است خشت و گل كه خليلش بنا نمود * طوف قلوب در حرم كبريا كنند
حقّ است آشناى غم دلشكستگان * مردان حقّ معامله با آشنا كنند
اندر وجودشان ز صفا نيست ذرّهاى * آنگاه سعى مروه و كوه صفا كنند
مرغ حرم كُشند وز خون گلوى او * در حال گريه بر كف دستان حنا كنند
غافل كه صد گناه به درگاه كردگار * بهتر ز حجّ كعبه ، كه روى ريا كنند
آنها كه غم ز بهر ضعيفان نمىخورند * بايد ز ذكر نام مسلمان حيا كنند
در حيرتم به دورهء كوتاه زندگى * اى « صالحى » تظاهر بىجا چرا كنند
سرمشق خويش گر بنمايند كار حقّ * بهتر « كه خاك را به نظر كيميا كنند »
در توصيف مسجد جمكران قم
بود به جمكران مسجدى رفيع و عظيم * كه جبرئيل نمايد به درگهاش تكريم
بهشت عَدن و عبادتگه خواص و عوام * حريم امن امامان واجب التّعظيم
به ارج و قرب فزونتر ز مسجد الاقصى * به رتبه ثانى رضوان مقام اهل نعيم
گزافه نيست كه باشد نسيم بارگهاش * عبيرخيز و مصفّا ، چو چشمهء تسنيم
مسلّم است كه بر پاسبانى حرمش * صباح و شام جيوش ملائك است مقيم
به سيصد و نود و سه ز هجرت نبوى * به امر حضرت حجّت گرفته شد تصميم
كه اين بناى بزرگ و رفيع اسلامى * شود مكمّل اقدام جدّش ابراهيم