بايد درختها به شما اقتدا كنند * وقتى كه آسمان و زمين در سجود توست
آه اى تغزلى كه جهان سخت بىقرار * در حسرت شنيدن شعر و سرود توست
آيينهوار گر به تحيّر نشستهايم * از انعكاس يك شب كشف و شهود توست
اى اولين ستارهء دنبالهدار عشق * دنيا ادامه دارد اگر از وجود توست
غم مبهم
از شب بخواه غصه برايم بياورد * من هرچه دارم او ببرد ، غم بياورد
اصلا مرا تو يك غم بيهوده فرض كن * يك اتفاق تلخ كه ماتم بياورد
اما نخواه يك نفر از آخر بهشت * سر در غروب سرخ جهنم بياورد
من تشنهام تشنه يك جرعه عاشقى * از آسمان بخواه برايم بياورد
حرفى بزن كه شعر بگويم غم تو را * چيزى بگو كه يك غم مبهم بياورد
مىترسم اين غزل كه پر از حس عاشقيست * در پيش چشمهاى شما كم بياورد
آه اين زمانه خواست بسوزد دل مرا * با آتشى كه از تو فراهم بياورد