مناسبت آغاز ماه محرم ماه عزا
در « امالى » نقل فرمود اينچنين شيخ صدوق * هست در گوشم هنوز اين گفته زان مرد حكيم !
در رثاى جدّ خود ، فرمود امام هشتمين * در محرّم ، جنگ بُد بين عرب امرى عظيم !
و اندر اين مه ، كشت فرزند پيمبر را يزيد * سَفكِ خونش را ثواب و قُرب ، گفتا آن لئيم !
دلشكسته آن زن و فرزند چون كردند اسير * آتش اندر خيمه افكندند اصحاب جهيم !
تا كه افكندند نخل قامت مردان به خاك * بر سبيل پيروى از نفس و شيطان رجيم
دست اندر نَهْب مالِ آل پيغمبر زدند * هرچه بود از مالشان بردند حتّى يك گليم
از سر بخل و دنائت ، هيچ كم نگذاشتند ! * در تعجّب زين شناعت مردم كهف و رقيم !
عزّت از حقّ بهر پيغمبر ، و آل او بود * حرمت عترت شكستند اى عجب بىخوف و بيم
بهترينِ خلق را آزرده ، بىحُرمت شدند * چون دَنى را نيست ممكن ، ديدن روى كريم !
زين مُصيبت ديدگان ما همه مجروح گشت * بسكه هر شب از بَصَر ريزيم ما درّ يتيم !
زين عزا بايد همه پير و جوان گريان شوند * كز غم ما ، غم به دل دارند يارانِ صميم
اين بود شرطِ وفا و مهر بر آل رسول * هركه را باشد ، مر او را داده حقّ قلب سليم
حقّ بشارت داد و پيغمبر اشارتها نمود * « گريه بر جدّم » فرو شويد گناهان عظيم
در جواب معترض بر روضهخوانى ، اين بگو * از امام ثامن ضامن « رضا » بىخوف و بيم
همچو تسبيحِ دُر و گوهر به نظم آورده است * از محبّت ، اين حديثِ شيخ را طبعِ « شميم »
چند رباعى براى مبارزه با دخانيات سيگار
بفكن تو ز جيب قوطى سيگارت * سيگار ، ز سى كار كند بيكارت ! !
ز آلودگى هوا در اين شهر بزرگ * آخر به هلاك مىرسانى كارت ! !
* * *
ابليس تو را گفت كه : اى منبع جودم ! * عمر و خرد و پول تو را هر سه ربودم !