سيگار لبت بوسه زد و من لب سيگار * ديدى به چه حيلت ز لبت بوسه ربودم ؟ !
* * *
آخر ز چه نيستى به كارت غمخوار ؟ ! * سوزاندن ثروتت ، چرا باشد كار ؟ !
قلب و ريه و مغز ز دود آزردى * يا ترك بكن سلامتى ، يا سيگار ! !
* * *
بر سُقم و مرض چونكه تو را كار افتاد * ميل تو به نيكوتين و سيگار افتاد !
رو از دَم و دود ، جان و تن را برهان * گر ميل دلت به حرفِ غمخوار افتاد
* * *
از دست مَده سلامت و كار منه ! * غمخوارى اين پزشك غمخوار منه !
خواهى به سلامت گذرانى همه عُمر * لب بر لب مار نه ، به سيگار منه ! !