« شمس » آمد شب گذشت اى ماه من * خواب شيرين مرا برهم مزن
لب به لب
يك شب اگر از لعل لبت كام نگيرم * تا وقت سحر يكنفس آرام نگيرم
گويند كه از جام لب يار بپرهيز * مىميرم اگر لب به لب جام نگيرم
گر آنكه فرستاده معشوق تو باشى * از هيچكسى غير تو پيغام نگيرم
هر سجده كه كردم همه از دولت عشق است * بىعشق ره كعبه در احرام نگيرم
از روز ازل قسمت من عشق تو بوده است * نااهلم اگر با تو سرانجام نگيرم
آرام نخواهم شد و از پا ننشينم * تا كام دل از يار دلارام نگيرم
چون « شمس » بگرد همه افلاك بگردم * آسودگى از گردش ايام نگيرم
شراب ناب
تا ميكده خالى از شراب است * حال من خستهدل خراب است
دست از سرم اى طبيب بردار * داروى دلم شراب ناب است
دور از لب نوش ساقى امشب * چون چشمه دو چشم من پرآب است
بىروى تو هر گلى است بىرنگ * هر نقش به چشم من سراب است
از بار گناه خود مپرهيز * مى نوش كه بهترين ثواب است
بىساغر و مى نشينم از پاى * انگيزه خالقى شراب است
ساقى به سراغت آمد اى « شمس » * برخيز ز جا چه وقت خواب است
رسم عاشقى
اگر ميلت هواى عاشقان تازهتر دارد * مبارك باشد اما عاشقى رسمى دگر دارد