به مناسبت روز پرستار پرستار
به تو اى خادم مردم ، پرستار ! * ز من بادا درود و حمد بسيار
تويى سرشار از عشق و محبّت * تويى پرعاطفه ، پرمهر و رحمت
چه خواهد كرد آن جرّاح پربار * بدون تو براى شخص بيمار
منم همدرد تو ، قدر تو دانم * تو را در عمق قلب خود نشانم
بود روزت مبارك ، شاد باشى * ز غمهاى زمان آزاد باشى
قصد طلاق
تو را من دوست مىدارم
تو را تا آسمانها ، كهكشانها دوست مىدارم
نگاهم را نمىفهمى ؟
مگر قلبم نمىگويد ، تو را من دوست مىدارم
* مگر قلب تو از سنگ است ؟
تو را با من سرِ جنگ است
دلم تنگ است ، دلم تنگ است
دل تنگم شده پرشكوه از اين بىوفايىها .
* مگر غير از صفا چيزى ز من ديدى ؟
گناهم چيست از من زود رنجيدى ؟
تو از چشمان پرمهرم چه فهميدى ؟
كه با من اينچنين ناسازگارى را بنا كردى ؟
مرا با حال زار خود رها كردى ؟