قدرت حق است و بس نه عاملِ ديگر * جاى سخن نيست پيش قدرت داور
معجزه گفتم از اينكه خالق يكتا * يار و نگهدار شاه بوده و ياور
دست خداوند باد پشت و پناهش * تا كه برِ دين بود شهنشه و سرور
بار الها به حقّ هشت و چهارت * حق همه بندگان پاكُ و مُطهّر
لطف بفرما ظهور مهدى موعود * هرچه شود زودتر نصيب و مقدّر
تا كه جهان را ز ننگِ كفر برآرد * جلوه و رونق دهد به دينِ پيمبر
چشم عنايت به آستان تو دارد * مهدى خرّمشهى به روز مقرّر
اندرز
اى كه در كوشش ز مورى كمترى * آرزو دارى سليمانت كنند
از مسلمانى بهجز اسميت نيست * مدّعايت هست سلمانت كنند
هر مسلمانى نشد سلمانِ عصر * چون شدى سلمان مسلمانت كنند
تا به كى بىدردى اندر راهِ دين * درد پيدا كن كه درمانت كنند
مُرغ شهوت را چو بازى كُن شكار * تا به روى دستِ شاهانت كنند
كور ساز اسفنديارِ جهل را . . . * تا چو رستم مَرد ميدانت كنند
خوى حيوانى و اوصافِ ددى * دور كُن از خود كه انسانت كنند
از لجنزار تمنّاهاى نفس ! ! ! * رو برون جا در گلستانت كنند
از تنِ خاكى چه حاصل غير خاك * لعل جانپرور كه مرجانت كنند
رنجى از دلهاى مظلومان برآر * لايق گنج فراوانت كنند
در توانايى ضعيفان را بجوى ! ! * دستگيرى كن كه احسانت كنند
لن تنالوا البرّ حتّى تنفقوا * ز آنچه مىخواهى كه حيرانت كنند
لا إله الّا اللّه انشا كُن به دل * طالبى گر ز اهلِ ايمانت كنند
دست زن بر دامن هشت و چهار * تا كه پاك از اين گناهانت كنند
با ولاى چهارده معصومِ پاك * قابل الطافِ رحمانت كنند