مادر
در گلشن خلقت خداوند * يكتا گل باصفاست مادر
با مهر و محبت و عطوفت * سرچشمهء نسلهاست مادر
با زر نتوان خريد مادر * ناياب چو كيمياست مادر
مادر چو جواهرى درخشان * يا معدنى از طلاست مادر
پروا ، نه ز آب و نه ز آتش * پروانهء شمعهاست مادر
اين گفته كه خرّمى فزايد * سرلوحهء گفتههاست مادر
در فرش مقام و عزّتش بين * ممدوحه پس از خداست مادر
خير مقدم به ميهمانان
شادم از اينكه موردِ لطف و عنايتم * فرمودهايد و كشف كرامات كردهايد
بر خود گمانِ اين همه احسان نداشتم * اين بنده را قرينِ مباهات كردهايد
كارِ شماست مرحمت و ذرّهپرورى * نامش عوض نموده ملاقات كردهايد
اين كلبهء محقّر و تاريك بنده را * با مقدمِ شريف خرابات كردهايد
« خرّم » بگو به هيئت مَه طلعتان عشق * امروز با خداى مناجات كردهايد
در مرگ برادر
بىنشان شد هركسى نام و نشان از يار ديد * بىنشانى شد نشانش آنكه اين اسرار ديد
دست از كون و مكان برداشت با سر شد روان * تا خطابِ ارجعى از جانبِ غفّار ديد
لنترانى حكمفرما هست در مُلك خودى * نسخ لن از لنترانى بىخود اندر كار ديد
سالِ فوتِ هادى خرمشهى « مهدى » سرود * جان شيرين رونماى يك لقاى يار ديد
رباعيّات
يادِ تو مرا ز خود برون خواهد كرد * سرگشتهء وادى جنون خواهد كرد