چيست اندر اين جهان شيرينتر از گفتار حق * مىتوان بهتر ز الفتها ، بشارت داشتن
از « خدايارى » اگر پرسى كه بايد چون شدن ؟ * گويت انصاف و ايمان و صداقت داشتن
رُباعيات
اهل خردى ، ظلم به مردم نكند * ناكاشته كس درو ، ز گندم نكند
آن مىدروى كه كشتهاى ، آخر كار * رهپوى حقيقت ، ره خود گُم نكند
* * *
آيين وفا پيشه نما اى بخرد ! * انسان ز چه انسان دگر را به درد ؟
آن خواه براى دگران خود طلبى * عاقل ز براى خويش دُشمن نخرد
* * *
اى نيك سير در پى بىمايه مشو * مادر مگذار و عاشق دايه مشو
دانش طلبى ، مباش غافل ز ادب * بيهوده پى علوم بىپايه مشو
* * *
افسوس كه اخلاص و محبّت كم شد * از بار ستم قامت ياران خم شد
رنج است فراوان و خوشى ناپيدا * گويى كه زمانه سر به سر ماتم شد
* * *
از بهر چه تزوير كُنى ، باش به هوش * زان دم كه برآيد ز ستمديده خروش
كذّاب ، طلانما به ما مس مفروش * از من شنوى جامهء صد رنگ مپوش