از ادب هرگز نگردد هوشمندى شرمسار * رنجه منما هيچكس را از پى گفتار خويش
قولهايت نغز بايد ، اى اديب نكتهسنج * رهنمون شو خلق را با گفته و رفتار خويش
چون « خدايارى » مكن از گفتهء حقّ واهمه * گفت بايد در ره احقاق حقّ پندار خويش
صداقت داشتن
زندگانى چيست جز مهر و محبت داشتن * با شرافت زيستن ، رحم و مروت داشتن
كاشتن در كشتزار زندگى با همدگر * وقت چيدن ، پارسا بودن ، سخاوت داشتن
خواستن در حدّ امكان ، داشتن چون ديگران * نى ز ديگر مردمان ميل زيادت داشتن
دور بودن از شرارت ، از شقاوت از گناه * سينهاى بىكينه ، بىبغض و حسادت داشتن
بايد از بهر جهانى زيست در صلح و صفا * خواستن ، برخاستن ، شادى رسالت داشتن
وقت حق گفتن ، گرفتن ، همچو كوهى استوار * سر به اوج آسمان سودن ، شهامت داشتن
پاى افشردن به راه حق و ، در آن رزمگاه * مرد ميدان بودن و شوق شهادت داشتن
هيچ قاضى نيست بالاتر ز وجدان بشر * بهر انسان چيست بهتر از شرافت داشتن
در پى ارشاد خلق اللّه بايد دمبهدم * از اصالتها ، صداقتها ، اشارت داشتن