تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 702

مساهمون:

ص٧٠٢

بوى تو

خواهم كه دمى نظر كنم روى تو را * يك‌لحظه زنم شانه دو گيسوى تو را چون غنچه شكفته مىشوم گر شنوم * از باد سحرگهى شبى بوى تو را

شكستند

ياران همه رفتند و دل من خستند * در گوشهء هجر در به رويم بستند آنان كه چو جان عزيز بودند مرا * رفتند و ز رفتن ، دل من بشكستند

منزل دلدار

گفتم به كسى منزل دلدار كجاست * گفتا كه برون مرو كه دلبر با ماست بيهوده به اين خانه و آن خانه مگرد * هرجا كه دليست منزل ما آنجاست

راه دل

ميخانه و خانقاه و آتشكده ، دل * كعبه دل و صومعه دل و بتكده دل اين‌ها همه پيداشدهء راه دل‌اند * منزل دل و مقصد دل و دانشكده دل

نهان گرديد

خاك ره مردان جهان گرديدم * خاكم متبدّل شد و جان گرديدم چون صورت جانانه به دل جلوه نمود * « سرّى » شدم و به دل نهان گرديدم
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 702 | سيد محمد باقر برقعى