چون در كشم قدح ، دهدم بوسه ز آن لبان * خوشخوش پس از شراب ، مرا شكر آورد
داند كه يك قدح ننشاند ، خمار من * خيزد به چابكى ، قدح ديگر آورد
امروز مجلسى به نو آرايدم چو دى * نقل و نبيد و مطرب و رامشگر آورد
گه رود و گه سرود و گهى نوش و گاه بوس * گرد من از نشاط يكى لشكر آورد
چون روز را گذارم خوش ، تا به گاه شب * از نو ، يكى بساط نوآيينتر آورد
خادم درآيد از در و شمع آرد و شراب * ز آن پس بخور ، خادمه با مجمر آورد
از شب دو بهره چون سپرى شد ز بهر خواب * از پرنيان ساده ، يكى بستر آورد
آراسته درآيد و سرخوش ، به خوابگاه * ز آن پس كه جامه از تن چو گل برآورد
بندد گره به زلف ، كه سودن به زير بر * آسيب نرسدش ، به خم و چنبر آورد
طوق گران بها بگشايد ، وز آن سپس * دست مرا ، چو طوق به گردن درآورد
من سير ، ساعتى نشوم از كنار او * سيرى كجا ، كنار چنو دلبر آورد
عيد و ماه رمضان
عيد آمد و ماه رمضان گشت حصارى * برخيز و بياور قدح اى ترك حصارى
عيد رمضان آمد و بر توبهء من زد * ز آنگونه كه بر كبك زند باز شكارى
شد خوار شده باده عزيز از پس يك ماه * خوشا كه عزيزى بود اندر پس خارى
ديريست كه من ز آن مى ، آسوده نخوردم * اى ساده ز نخ زان مى آسوده چه دارى
يك ماه نبودهست مرا با تو سروكار * امروز مرا اى مه دوهفته به كارى
من رنج مه روزه برم يكسره از ياد * گر تو دو لب خويش فرا پيش من آرى
نىنى نكند رنج مه روزه فراموش * جز بهر خداوند اجل مدحگزارى
اى صاحب فرزانه و اى مير يگانه * معروف به خوشخويى و پاكيزه شعارى
هستى همه فضل و كرم و مردمى و داد * زين چهار سرشتهست تو را ايزد بارى