اينك نمونههائى از شعر او :
لبخند
اى آيت جان ، خندهء تو ، روح بهار است * آرامش اين سينهء بىصبر و قرار است
لبخند قشنگت شده جانمايهء شعرم * گلخندهات اى غنچهء گل بىخس و خار است
با خندهء تو ، غصّه و غم مىرود از ياد * اندوه مرا ، خندهء تو ، چارهء كار است
بايد كه دگر شمس و قمر چهره بپوشند * زيراكه قمر در بر تو ، تيره و تار است
گفتم صنما ، ساغر لبهاى تو نوش است * با خنده بگفتا كه گل باغ انار است
پرسيدم ازو ، چون من دلداده كسى هست * چون غنچه شكوفا شد و گفتا كه هزار است
جز خندهء شيرين تو اى شاخهء شمشاد * « كاظم » چه كند ، عاشق آن چشم خمار است
دل شوريده
اين دل شوريده امشب ، بىقرارى مىكند * عاقبت از خانهام ما را فرارى مىكند
گرچه مىبيند دمادم جلوههاى روى دوست * بىسبب شب تا سحر ، شبزندهدارى مىكند
ناوك مژگان تو تيرى بزد بر سينهام * گر بميرم ، مردنم را زخم كارى مىكند
طاير ملك وفا باشد ، ولى در شهر عشق * پيش سيمرغى چو تو ، احساس خوارى مىكند
گاه مىگويد حذر كن ، عاشقى ديوانگى است * بينوا مىسوزد و خود پردهدارى مىكند
مىزند بر قاب سينه از سر آشفتگى * بغض بيرون جسته را از ديده جارى مىكند