تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨

درمان درد

غم مخور اى دل ترا شادى فراوان مىرسد * مىرود از دل غمت غمها به پايان مىرسد بگذرد اين هم ز من اى دل چه مىخواهى بگو * دل به خوبان بسته‌ام دستم به خوبان مىرسد چون اميدم اوست هرگز برنمىگردم ز راه * شاعرم الهام من از سوى يزدان مىرسد دست حق با من بود جانا ممان اندر عذاب * نازنين آسوده‌تر بنشين كه جانان مىرسد از غم دوران دلم هرگز نمىافتد ز پا * مىرود فصل زمستان نوبهاران مىرسد از خدا خواهم هماره يار و ياور باشدم * تا دلم با او بود از راه ايمان مىرسد عاشقم اشعار من باشد هميشه بىريا * گفته‌هايم جان من روزى به عرفان مىرسد جز خدا ما را نباشد سرپناه ديگرى * درد « خانلو » را عزيزان شهد درمان مىرسد

غرق گناه

من گداى بىپناهم اى خدا * دردها دارد نگاهم اى خدا سفره دل را گشودن مشكل است * غرق درياى گناهم اى خدا