درمان درد
غم مخور اى دل ترا شادى فراوان مىرسد * مىرود از دل غمت غمها به پايان مىرسد
بگذرد اين هم ز من اى دل چه مىخواهى بگو * دل به خوبان بستهام دستم به خوبان مىرسد
چون اميدم اوست هرگز برنمىگردم ز راه * شاعرم الهام من از سوى يزدان مىرسد
دست حق با من بود جانا ممان اندر عذاب * نازنين آسودهتر بنشين كه جانان مىرسد
از غم دوران دلم هرگز نمىافتد ز پا * مىرود فصل زمستان نوبهاران مىرسد
از خدا خواهم هماره يار و ياور باشدم * تا دلم با او بود از راه ايمان مىرسد
عاشقم اشعار من باشد هميشه بىريا * گفتههايم جان من روزى به عرفان مىرسد
جز خدا ما را نباشد سرپناه ديگرى * درد « خانلو » را عزيزان شهد درمان مىرسد
غرق گناه
من گداى بىپناهم اى خدا * دردها دارد نگاهم اى خدا
سفره دل را گشودن مشكل است * غرق درياى گناهم اى خدا