شعر جلال و آگهى و مؤمن و طراز * گل را نموده است به گلزار شرمسار
بشنو به گوش جان و دل آواى فرخى * از سرو بوستان وطن چون نواى سار
سنتور ناظمى كه جهان را گرفته است * آيه نواى خستهاش از گوشه حصار
ديگر كريم پير نبايد باستانشناس * در خشت خام آينه مىديد و روى يار
گويندهاى چو ناصر يزدى دگر كجاست * دل علم و فضل و نظم غزلهاى آبدار
اشعار خوب و نغز رياضى چنان گلى * در گلستان ذوق و ادب مانده يادگار
اسلامى نُدوشن و افشار و آذرند * گنجينههاى دانش و دنياى افتخار
بنگر كه عاشقان حق اينجا چه كردهاند * نام و نشانشان زچهرو گشته ماندگار
از عهد باستانى ايران به شهر يزد * صدها بناى با عظمت مانده پايدار
روزى اگر به مسجد فَهرج گذر كنى * بينى رسيده عمر بنايش به يك هزار
ميدان مير « 1 » و مسجد و آن كاروانسراى * بازار كاسبان و دو گلدسته و منار
در قلب يزد مسجد جامع چو عالِمى است * بگرفته سُبحهاى به كف از درّ شاهوار
ديدن كن از مساجد و بازارهاى شهر * تا بنگرى ابهت و ايمان و ابتكار
زربفت ترمههاى نفيسى ز نقشبند * اكنون بُود به موزه لندن به يادگار
بازار خان ببين و هنرهاى زرگران * بهتر از اين هنر نتوان داشت انتظار
باغى بنام دولتآباد چون بهشت * قاآنيش ستوده و يغما هزار بار
باغى كه شاه زند چهل روز و شب در آن * سكنى گزيد و كرد براى خود اختيار
كردارِ نيكِ مردِ وطنخواهِ زندهياد * برجى و ساعتى است ، بنا كرده مار كار
ميراث پرشكوه و بزرگى به دست ماست * در حفظ آنروز است اگر جان شود نثار
در ماه مهر گر گذرى سوى شهر تفت * گردد عيان به چشم تو بس باغ پرانار
آب و هواى خوب طِزرجان و هم هِدِش « 2 » * بخشد روان ز نو به تن دردمند زار
هامش
( 1 ) - ميدان امير چقماق - مجموعه بناهاى تاريخى امير چقماق كه شامل ميدان ، مسجد ، بازار ، كاروانسرا ، آب انبار و مناره مىباشد ( قرن نهم هجرى ) .
( 2 ) - هدش - ييلاقى خوشآبوهوا بنام دهبالا در جنوب يزد كه در دره شير كوه واقع شده است .