در رهگذر دشمن چون خاره سنگ سخت * در زير پاى و دست حرير است طالقان
سالار بار قافلهء علم و دانش است * بوم و بر وكيل و وزير است طالقان
در آسمان صاف و بلند هنر هنوز * تابنده همچو بدر منير است طالقان
درويش خان به دامن خود پرويده است * بر صد هنرسراى دبير است طالقان
مهد اميرخانى و درويش و بوذرى است * خاك عماد ، شهره به مير است طالقان
اين خاستگاه پاك و عزيز و نگار ماست * از رمز و راز عشق خبير است طالقان
از ديرباز پيرو دين محمّد صلّى اللّه عليه و آله است * جسم حقير و روح خطير است طالقان
گر سرفراز مانده و نستوه و مشك بيز * ز انفاس « طالقانى » پير است طالقان
اين جلوهگاه حضرت صاحب زمان بود * بر درگهاش نديم و نصير است طالقان
سيبش چو روى دختركانش سپيد و سرخ * زين رنگ و بوى بر همه چيرهست طالقان
از سبزه و شكوفه به ارديبهشتماه * بىشبهه بىشبيه و نظير است طالقان
آنگه كه باد زلف چمن شانه مىزند * در پرنيان سبزهء خُجير است طالقان
هر روز و شب ز نعرهء مرغان جفت جوى * ميعادگاه ناى و نفير است طالقان
از بوى جويبار و چمنزار و چشمهسار * در لابهلاى مشك و عبير است طالقان
گهگه به گرمگرم چكاچاك ابرها * تارى چو روى شسته به قير است طالقان
شب با ستارگان درخشان و روز هم * در آسمان آبى سير است طالقان
پيرانه سر هواى جوانيش آرزوست * بر پيرىاش مخند كه شير است طالقان
تشريف شهر گرچه نپوشيد قامتش * بىنام شهر نيز شهير است طالقان
با آنكه از ادارهء خويش عاجز آمدهست * در جاى جاى مُلك مدير است طالقان
بر عاشقان خاك وطن روزگارها * پاكيزه خو مشار و مشير است طالقان
هرچند در مسير ادب سير مىكند * در تنگناى فقد مسير است طالقان
ره چون نبرده جانب مازندران به ناز * در بند ديو فقر اسير است طالقان
رودش سبك عنان ره دريا گرفته پيش * زين روى تشنهلب چو كوير است طالقان
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 486
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٤٨٦