غير مُجاز
نوشتهام به دلِ شعرهاى غير مجاز * كه دوست دارمت اى آشناى غير مجاز
هوا بَد است . . . بِكِش شيشهء حسادت را * كه دور باشد از اينجا هواى غير مجاز
به كوچه پا نگذاريم تا نفرمايند : * جدا شوند ز هم اين دوتاى غير مجاز
دل است ، من به تو تجويز مىكنم . . . ديگر ، * مباد پُك بزنى بر دواى غير مجاز
ترا نگاه كنم . . . هرچه روز تعطيل است * مرا ببر به همين سينماى غير مجاز
تو - صحنههاى رمانتيك و جملههاى قشنگ . . . * كه حفظ كردهاى از فيلمهاى غير مجاز
زبان به كام بگير و شبيه مردم باش * مباد دم بزنى از خداى غير مجاز