آرمانهاى اسلامى مدّت دو سال در جبهه به مبارزه پرداخت و در عمليّات كربلاى چهار ، موفّق به سرنگون كردن يك فروند ميگ 23 عراقى شد و سرانجام پس از شانزده سال خدمت در ارتش و ساير امور هنرى ، در زمينهء كارشناسى مديريّت صنعتى به كار پرداخت .
رهرو از دوازدهسالگى قريحهء شعر و شاعرى در او بيدار گشت و سرودن شعر را آغاز كرد و در اين رهگذر از محضر شادروان استاد على اكبر خوشدل بهرهمند شد و تخلّص « رهرو » را در شعر ، او برايش انتخاب كرد و در سال 1359 يك دوره عروض را نزد استاد آهى در حوزهء هنرى سازمان تبليغات اسلامى تهران فرا گرفت و در حال حاضر در انجمنهاى ادبى كمال و غزل و امير كبير و چند انجمن ادبى ديگر شركت مىكند .
رهرو در ميان شعراى متقدّم به حافظ و سعدى ارادت خاصّ دارد و از صائب نيز الهام گرفته است و در سبك شعر سپيد ، فقط سهراب سپهرى را توانمند مىداند و در بين شعراى معاصر ، اشعار سلمان هراتى و بهمنى و چند تن ديگر از شعراى جوان كه با ادبيّات روز پيشرفت كردهاند ، همچون قيصر امينپور ، پرويز بيكى حبيبآبادى و شعرشان را مىپسندد . رهرو شاعرى توانا و هنرمند كه از ذوق و استعداد سرشارى برخوردار است و در سال 1364 قسمتى از اشعارش تحت عنوان « بذر خون » طبع و نشر گرديد .
آب و آتش
شبى كه بىتو دلم عاشقانه مىسوزد * قسم به وسعت چشمت زمانه مىسوزد
به ياد آنهمه گلها كه رفته از يادت * به شاخههاى تبسّم جوانه مىسوزد
كجاى جنگل سودا در آتش افتادهست ؟ * كه ريشههاى تنم بىزبانه مىسوزد
براى يكيك غمهاى مانده در سينه * سپند ديدهء من دانهدانه مىسوزد
مزن به سنگ دلت آسمانِ آهِ مرا * كه سنگ دل چو شهابى شبانه مىسوزد