به خلوتى كه در آن نيستى كنم نجوا
*
اگر كه باز نيايى * جواب شاخه ياسى كه گوشهء ايوان
به گاه ديدن من * سراغ بوى تنت را گرفته ، مىخواهد
ناگفته خواهد ماند
*
اگر كه باز نيايى * صداى ريزش باران
صفاى بانگ تو را در تنم نخواهد ريخت * سكوت و ريزش برف
ز هاىوهوى نگاهت نشان نخواهد داشت
*
اگر كه باز نيايى * كتاب كهنهء حافظ به روى ميز اطاق
به زير پردهء خاكى نخوانده مىماند * براى فال گرفتن
كسى به شاخ نباتش قسم نخواهد داد
*
اگر كه باز نيايى * ملال زندگىام را به سنگ خواهم گفت
به چشم پنجرهها انتظار خواهم كاشت