بانتفاضه آن مردم شجاع و دلير * تمام عرصه هيجا شده است خانه سنگ
بقلب دشمن خونخوار اى برادر من * نشانه رو كه همانا بود نشانه سنگ
اگرچه تا بُن دندان مسلح است ولى * عدو هلاك شود زير تازيانه سنگ
حماسهسازتر از موشك و مسلسل و تير * بُوَد به شصت فلسطينيان كمانه سنگ
شود ز لوح جهان پاك نام اسرائيل * بانتفاضه و پرتاب دانه دانه سنگ
بپاسدارى از آرمان قُدس شريف * پُر است باديه از قُدرت سرانه سنگ
تمام خاك فلسطين و مَسجدُ الاقصى * بهر فلاخن خونين بود كرانه سنگ
در آن درياى پر از شعلههاى آتش و خون * ز بام چرخ فراتر رود زبانه سنگ
پيام باور ناباوران بُوَد « رودى » * كه ديد رنگ حقيقت به خود فسانه سنگ
بهاريه ولادت حضرت زهرا عليها السّلام
دست افشان بعرش اعلا شد * دَرِ رَحمت بخلق چون وا شد
تيرگى خيمه از جهان برچيد * كز افق آفتاب پيدا شد
با طرب آفرين جشن و سرور * غم ديرين دهر سودا شد
در قدوم گل شكفته بباغ * بوستان جهان طَرَبزا شد
نور قد از چراغ لاله سُرخ * دامن باغ و دشت و صحرا شد
جلوه تابناك چهره گل * روشنىبخش طور سينا شد
گل چو آورد سر برون ز حجاب * باغ رونق گرفت و زيبا شد
دور از خار و خس بباغ و چمن * گل ز گل در كنار هم وا شد
شبنم پاك روى گل غلطيد * جويبار از گلاب دريا شد
بوستان با چمن چمن گل ياس * از نسيم سحر شكوفا شد
چون شكوفا بباغ شد گل ياس * دل اهل ولا مُصفّا شد
شيعه شد مست از شراب ولا * ز آنكه لبريز جام صهبا شد
شادمانيم چون ز جام ولا * بادهپيماى گير و ترسا شد