كردهام .
حسن پروين مهر از استعداد و قريحه شاعرى در شعر بهره دارد هرچند خود در اين رهگذر ادعائى ندارد .
نمونههاى زير از شعر اوست :
در سوگ جانسوز حسين عليه السّلام
چه سودائى فلك در زير سر داشت * كه ره جوى بلا از آن خبر داشت
نى از غمهاى غُربت ناله مىكرد * كه خود با كاروان عَزم سفر داشت
چه رخ داد آنكه هنگام بهاران * خزان بر گلشن گيتى گذر داشت
گلستان از عطش مىسوخت ليكن * خدا بر تشنهكامىها نظر داشت
ميان آتش كين و ستم سوخت * گلستان على تا برگ و بر داشت
گلوى نازك گل خون فشانيد * ز پيكان جفا تا بوسه برداشت
يم خون خدا زآنرو خروشيد * كه هفتاد و دو ارزنده گهر داشت
اگر ظلمت فتاد از پايدارى * سپهر كربلا مهر و قمر داشت
بگو با جنگ افروزان گيتى * كه بر شمشير خون فتح و ظفر داشت
به فرزند على يارى ندادند * چو دنيادار از آن بيم خطر داشت
در آن هنگامه آب آتش به پا كرد * چو با عباس سوداى دگر داشت
به صحرا آن شقايق رفت بر باد * كه داغ تشنه كامى بر جگر داشت
سخن در سوك جانسوز حين است * كه « رودى » اشك خون از چشم تر داشت
دست تولّا
تا بدامان على دست تولّا زدهايم * به تولاى على بر دوجهان پا زدهايم
همّت از فقر گرفتيم كه با طبع بلند * طعنه بر قاف پُرآوازهى عنقا زدهايم
بر سر كوى وفا از كرم دولت دوست * تكيه بر بارگه عرش مُعلّا زدهايم