تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
از درد دلم كسى خبردار نشد * آوخ كه مرض دوتا شد و كشت مرا
* * *
اى درد تو ، درمان دل غمگينم * اى ياد تو ، مونس شب ديرينم تقدير چنين بود نكردند الحقّ * جز نام تو از روز ازل تلقينم
* * *
حاشا كه نصيحت كسى ننيوشيم * يا اينكه ز بيداد كسى نخروشيم گر دوست به هيچ نرخ ما را نخرد * ما دوست به هيچ قيمتى نفروشيم
* * *
درد تو بود در دل بىكينهء من * زارىّ تو سر مىزند از سينهء من درد از تو دوا از تو ، من از راه ادب * گويم كه بكشت درد ديرينهء من
* * *
برخيز مرا ببر به دوش ، اى ساقى ! * تا دكهء مردِ مىفروش ، اى ساقى ! عمرم به سر آمد و به لب آمد جان * از صحبت قوم خرقه‌پوش ، اى ساقى !