ظهور صدق و ارادت ز يُمن همّت اوست * چنانكه غفلت و بيهودگى گناه من است
نسيم روضهء « روح القدس » ز گلشن ماست * به حكم آنكه خرابات ، خانقاه من است
عكس نگار
صاحب نظران ! عكس نگار است ، ببينيد * در كون و مكان جلوهء يار است ، ببينيد
نقّاش ازل صنعنمايى كند از غيب * عالم همه پرنقش و نگار است ، ببينيد
آبى كه نهان مىرود از ديدهء اغيار * آن آب ، عيان در گل و خار است ، ببينيد
آن شعله كه در طور عيان گشت به موسى * در جملهء اجزاى بهار است ، ببينيد
اى خلوتيان ! اين همهء انفس و آفاق * يا آينه يا آينهوار است ، ببينيد
مرغان چمن نغمهء توحيد سرايند * در باغ و چمن بانگ هزار است ، ببينيد
هم صعوه و موسيجه و درّاج و چكاوك * هم قمرى و هم صلصل و سار است ، ببينيد
در شاخ درخت از اثر رأفت محبوب * گلها همه در بوس و كنار است ، ببينيد
باز آمده تركى ز پى غارت دلها * اين ترك همان شاهسوار است ببينيد
اى راهروان ! در طرف ميسرهء راه * تاريكى گردى و غبار است ، ببينيد
شيطان سر راه آمده با جلوهء طاوس * يا آمده در صورت مار است ، ببينيد
« روح القدس » آن عهد كه در عالم زر بست * اينك به همان عهد و قرار است ، ببينيد
قرض
مشكل بليّهاى است عزيزان بلاى قرض * يا ربّ مباد هيچكسى مبتلاى قرض
مشكلتر آنكه سخت سپرده است آسمان * در كيسهها به دست لئيمان دواى قرض
اى دوست ! رو به دوزخ اگر رو كنى ، يقين * خوشتر كه رو كنى به كسى از براى قرض
آوخ ز قرض خواه گدا اصل نانجيب * رو قرض كن از او كه بدانى صفاى قرض
آه از تُرُش نشستن و ديدن سوى زمين * از مرد قرض خواه پى ادّعاى قرض
مردن به گلخنى به خدا از گرسنگى * صد بار بهتر است مرا از غذاى قرض