كجايى ساربان امشب شتر مست است و من مفتون * به آهنگ هُدِى از كف منه امشب مهارم را
در اين هنگام رفتن يك وداعى آرزو دارم * اجازت گر دهد « روح القدس » خويش و تبارم را
پيشتر بيا ! « 1 »
دور از وطن فتادهء ما ! پيشتر بيا * اى دلزدستدادهء ما ! پيشتر بيا
مرغان قدس جمله به انس تو منتظر * اى ز آشيانپريدهء ما ! پيشتر بيا
جمعى به آرزوى تو از عرش متّصل * گويند : نور ديدهء ما ! پيشتر بيا
دست كسى به شاخ بلندت نمىرسد * اى سرو نورسيدهء ما ! پيشتر بيا
بىخود مرو به وادى بىآب و بىعلف * اى در چمن چميدهء ما ! پيشتر بيا
ديشب ز بام عرش همىگفت هاتفى * كى دور اوفتادهء ما ! پيشتر بيا
هرچند پيش رفتم و نزديكتر شدم * هم گفت اى رميدهء ما ! پيشتر بيا
رخ بر رُخش نهادم و فرياد بركشيد * كاى رخبهرخ نهادهء ما ! پيشتر بيا
من با تو گويم اين تو نگويى به هيچكس * تر كن لبى ز بادهء ما ! پيشتر بيا
مىآيد اين خطاب به من از دهان من * گويى نه شوخ سادهء ما ! پيشتر بيا
« روح القدس » ببين تو ! ولى با كسى نگو * سرّيست زير پردهء ما ! پيشتر بيا
در عالم محبّت
عشق آمد ، اى حريفان ! افروخت جان ما را * اين برق خانمانسوز ، زد آشيان ما را
در عالم محبّت ، سود و زيان نباشد * يكسان نمود اين عشق ، سود و زيان ما را
دكّان عاشقى را ، جنسى به غير دل نيست * خوبان به نسيه بردند ، جنس دكان ما را
دانشوران غيبى ، يكباره محو كردند * از دفتر معانى ، شرح و بيان ما را
هامش
( 1 ) - اين غزل را در مفارقت سيّد جمال الدّين اسدآبادى سروده است .