( در نظم خلاصة الحساب شيخ بهايى ) ؛ 4 - قواعد الرّمل ؛ 5 - تجويد و ترتيل ؛ 6 - گلستان الادباء ( معمّا ) ؛ 7 - منتخب المقدّمات ( در صرف و نحو ) ؛ 8 - قواعد النّجوم ؛ 9 - كتاب الارث ؛ 10 - ديوان اشعار ؛ 11 - مختصر اللّغة . « 1 »
در مدح و منقبت امير المؤمنين على عليه السّلام به طريق سؤال و جواب .
بهاريّه
رسيد ، چه ؟ مه فرورد ؛ كى ؟ كنون ؛ به چه عنوان ؟ * دميد ، چه ؟ گل سورى ؛ كجا ؟ به ساحت بستان
بهار آمده ، آرى ، به كو كنار نظر كن * كه گشته است صدفوار پر ز لؤلؤ و مرجان
ديگر بگوى ، شده ابر اشكبار ، ز ديده * براى كى ؟ ز غم طفلهاى لاله و ريحان
كجاست طفلك ريحان ؟ ميان ساحت گلشن * چه كرده ؟ گشته ز سر تا به پا برهنه و عريان
كه پرورش دهد او را ؟ نسيم صبح سعادت * كه مادرى كند او را ؟ تراب از دل و از جان
فتاده روى زمين ؟ خير ؛ بل به دامن زنبق * كه ذكر خواب بگويد براش ، بلبل دستان
مگر كه بلبل دستان كنند نغمهسرايى ؟ * بلى ؛ به منبر اشجار گشتهاند غزلخوان
ز فرودين چه خبر ؟ مژده داده است به مردم * كه چه ؟ رسد مه اردى ؛ كى ؟ گاه بارش نيسان
به وصف باغ دمى گوى ؛ فرش گشته سراسر * تمام ساحت باغات ؛ از چه ؟ از گل قحوان
ديگر چنار فكنده است كهنه پيرهن از بر * صنوبر است قباپوش و سرو آمده رقصان
فضاى دشت چهسان ؟ شد چه صفح انگليون * كنار كشت عيان شد ؛ چه ؟ كوكبى رخشان
نگفته هيچ سخن غنچه ؟ خير ، لب نگشوده است * مباد آنكه ببينند مردمش بُن دندان
پس اين شما مه چه باشد ز چشم نرگس مشكين ؟ * كه ديده باز نموده مثال عاشق فتّان
صداى قهقهه از كوه مىرسد ؟ بلى ، از چيست ؟ * نواى كبك ؛ چرا ؟ از نجات رنج زمستان
به دشت صيحه چه باشد ؟ ز آهوان ، ز چه بابت ؟ * ز شوق كثرت عشب و ز ذوق قلّت اهوان
كه چنگ مىبزند دم به دم ، كه دم به دم نى * صفير صعوه و سار است اين به گلبن اغصان
هامش
( 1 ) - اشعار مرحوم رجاء را فرزند برومندش محمّد حسن رجايى برايم ارسال داشته است .