ز عندليب شنو ؛ چه ؟ نواى نغمهء داود * به طرف باغ نگر ؛ چه ؟ بساط عزّ سليمان
نسيم نيمهشب ، كرده است حامله بنگر * كه را ؟ صبيهء اشجار ؛ اين بود همه بهتان
نه ، بلكه راست بود ؛ كى بُروز داد ؟ هزارش * هزار مرتبه گفتم ، سخن از اوى تو پنهان
عرق نموده ؛ چه ؟ روى گل ؛ از چه روى ؟ ز خجلت * خجالت از كه ؟ ندانى نه ، شرم دار از اينسان
كه گشته است برهنه ؟ كجاست مقنعهء او ؟ * ربود از سر او ، باد ؛ كى ؟ سحر ؛ به چه برهان ؟
گمان من كه ز سالار آذر است اشاره * كه داد خويش ز خاتون گل ز مهر تو بستان
نخورده غصّهء او كس ؛ چرا ؟ كه ؟ سنبل نسرين * چه كرده ؟ كرده به سر ، موى خود ز غصّه پريشان
دگر كه خورده تأسف براش ؟ بيد معلّق * فكنده است سر خود به پيش از ره پژمان
در اين اوان بنشينم ؟ نه ؛ چون كنم ؟ تو به پا خيز * پى چه كار ؟ بياور ؛ چه ؟ بادهاى دوسه فنجان
خموش باشم و ساكت ؟ نه ؛ چون كنم ؟ تو بيان كن * چه ؟ مدح ؛ از كه بگويم ؟ روح مظهر يزدان
كدام مظهر يزدان ؟ ولىّ حضرت داور * ولىّ حضرت داور ؛ كدام ؟ قدرت سبحان
كدام ؟ قدرت سبحان ؛ وصى پاك پيمبر * كه را وصى است پيمبر ؟ خديو خطّهء امكان
خديو خطّهء امكان كه ؟ باب شُبّر و شَبّر * كه باب شُبّر و شَبر ؟ امين حضرت منّان
امين حضرت منّان كه ؟ زوج حضرت زهرا * كه زوج حضرت زهراست ؟ مير عرصهء ميدان
امير عرصهء ميدان كه ؟ شير بيشهء هيجا * كه شير بيشهء هيجاست ؟ كانِ بخشش و احسان
صريح گوى جوابم ؛ علىّ عالىِ اعلا * چه كرده است ؟ نشسته ؛ كجا ؟ به مسند فرمان
تجديد مطلع
شهى كه مدح نموده حقش به جملهء قرآن * نخست مطلع آن : « هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ » ز نفخهء دم عيسيش ، « كُلِّ شَيْءٍ » * بود « يُحْيِ » * * ز قبضهء دم صمصامش « كُلِّ شَيْءٍ » * شود « فان »
مفاد سورهء و الشّمس ، اشارهاى ز جبينش * سواد آيهء و اللّيل ، موى غاليه افشان
شده نزول به وصفش ، تمام آيهء تطهير * بود حصول به مدحش ، تمام سورهء رحمان
ز فيض لطف عميمش ، به پا سعادت برجيس * ز قهر و غيظ خشيمش ، بهجا نحوست كيوان
چو برنشست به مسند ، به جاى احمد مرسل * نمود شكل فرح ، رو بهسوى خانهء لحيان