تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
وقت است ، وقت خوب رهيدن ، از شوق وصل جامه دريدن * با يك جهش به عشق رسيدن ، پرواز كردن پرندهء زيبا

شعر شفّاف

دفترى درد ناگفته دارم * شعر من ، حرف من ، درد من باش گرمى از گريهء گرم من گير * طرحى از خندهء سرد من باش
*
شعر من ! شعر خوبم ، مبادا * مثل خون از رگ من نجوشى جاى پيراهنى از صداقت * جامه‌هاى تكلّف بپوشى !
*
شعر من ! انعكاس منى تو * ساده ، بىادّعا ، بىمحابا مثل فرياد مردم ، رسا باش * شعر پيچيده و لاف‌زن‌ها !
*
واژه‌پردازىِ شاعرانه ! * شعر مسخى كه آواز من نيست زير آواز پيرايه‌هايش * هيچ امكان پرواز من نيست
*
باغ آيينه مأواى من شد * تا برويم ، ببالم ، بمانم رنگ ، رنگ است آيينه‌ها را * شعر شفّاف بايد بخوانم . . .

خاطره

روزى از روزهاى بهارى * با « نگار » و « غزال » و « ترانه » بال در بال هم پر گشوديم * از قفس‌هاى دلتنگ خانه
*
پشت ديوار همسايه خوانديم * راز زيبايى ياس‌ها را
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 313 | سيد محمد باقر برقعى