جذّابى نيست و فقط باعث دودستگى مىشود . چه اشكالى دارد كه يك زن شعرش محكم و خشن باشد ؟ گاهى وقتها ايفاى رسالت شعر خشونت مىطلبد و گاهى وقتها ظرافت و لطافت را . »
دريا ، دربارهء قافيه عقيده دارد كه : « شعر به عنوان يك مقولهء شنيدارى است ، نه يك مقوله نوشتارى ؛ و براى همين در اكثر سرودههايم كلماتى نظير : عبث و قفس ، مريض و ستيز ، بربط و اجابت ، مباح و تباه ، را همقافيه آوردهام ، چون از نظر شنيدارى فرقى بين تلفظ « ث » و « س » و يا « ض » و « ز » وجود ندارد . »
خانم درتوميان عضو انجمن ادبى عارف بجنوردى است و با انجمنهاى ادبى چند شهر ديگر نيز همكارى دارد و در حال حاضر در ادارهء ارشاد اسلامى بجنورد انجاموظيفه مىكند .
غربت مولا
بازهم مورد تكفير قرارم بدهيد * باز بر تيغهء شمشير قرارم بدهيد
بازهم هرچه كه خواهيد مرا خوار كنيد * دلتان خواست اگر بازهم آزار كنيد
من همانم كه دلم غربت مولاست در او * داغ نامردى كوفهست كه برپاست در او
تيغ در دست ، به امّيد تقاص آمدهام * كوفيان ! جان علىّ ، بهر قصاص آمدهام
تا كه « كين » است علىّ خانهنشين خواهد بود * چهارده قرن دگر نيز همين خواهد بود
تا كه قرآن سر نيزهست ، علىّ غمگين است * صلح با آل معاويه ؟ خدا ، ننگين است
. . . آى زنهار ! كه من زنگى و مست آمدهام * سركشى كردهام و تيغ به دست آمدهام
شعر من تيغ برهنهست ، غلافش نكنم * حامل يك غم كهنهست ، غلافش نكنم
من به خونخواهى اولاد علىّ آمدهام * چهارده قرن گذشتهست ، ولى آمدهام
كوفيان ! هرچه كه ذلّت ، همه از آن شما * لعن و نفرين علىّ گونه ، به پيمان شما
كوفيان ! اگرچه بهجز « تيغ » جهازم ندهيد * و به من مهلت يك قبله نمازم ندهيد
يا اگر باز به من تهمت عصيان بزنيد * كوفه در كوفه همه خار مغيلان بتنيد