من مطهر گشتهام در اشك خويش * نام زهرا مىبرم با قلب ريش
نام او ذكر ملائك گشته است * وهم از اوصاف او سرگشته است
مصطفى را خالقش داد اين نويد * كافتاب خلقت از مشرق دميد
خالق احمد به احمد وعده داد * راضيه مرضيه زهرا هديه داد
شير حق را داد خالق ارمغان * ارمغانى فخر حوران جنان
از عفاف درگه حق برتر است * انسيه حوريه كوثر اطهر است
دامن زهرا بود حبل المتين * طور سينايى پر از زيتون و تين
پروريد او اندر آن دامان پاك * عاشقانى بهر جانان سينهچاك
اندر آن دامان حسينش پروريد * چون حسينش خالقش عبدى نديد
جان فداى آن حسينپروردنش * خم شده گردون به پا بوسيدنش
دامنش دامان زينبپرور است * زينبش چون ذو الفقار حيدر است
لرزه افكند او بر اندام يزيد * تا كه لبهايش بدندان لب گزيد
همچو شيران نعره مىزد بر سرش * خطبههايش ضربهاى بر پيكرش
وصف شير بيشه شير خداست * دخت زهرا قهرمان كربلاست
صفشكن مردى كه نامش زينب است * آنكه تحسين خدايش بر لب است
بيشهء حيدر سزد اين شير را * بگسلد زنجيرهء زنجير را
مرحباى شيعيان بر هر لب است * حاصل دامان زهرا زينب است
عقل حيران است زين دامان و مام * دامنى با يازده فرزند امام
خامه نقشآفرين كردگار * شاهكار خلقتش گل كرده بار
نقش هستى را مجسم كرده است * محو حوا روح آدم كرده است
چون به زلف آفرينش شانه زد * بهر آذين نام آن ريحانه زد
تشنگان را مهر او باشد زلال * عارف از اين چشمه مىنوشد كمال
زينت هستى ، فدايت جان من * عشق تو شد رونق ايمان من
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 200
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٢٠٠