تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
خيز و بگشا به جهان پنجرهء روشن مهر * تا چو « حامد » به غزل زيور دفتر بشويم

اوج نگاه

آراسته‌ام واژهء رؤيائى گل را * از قول غزل عطر و شكوفايى گل را همراه صبا با غزل ناب سرودم * در وقت سحر لحظهء شيدايى گل را چون غنچه نشستم پس گلبرگ نجابت * تا عرضه كنم حال شكيبائى گل را با دست دعا كرده‌ام امروز اجابت * تكرار قنوت شب يلدايى گل را برداشته شبنم قدحى تا كه بچيند * افسانه‌ترين بزم تماشايى گل را از سايهء مهتاب بناگوش تو ديدم * در آينه تصوير دلارايى گل را آميخته با عطر سحر زمزم خورشيد * تا شرح دهد حالت زيبايى گل را در اوج نگاه غزلى سبز و شناور * افراشته‌ام دار چليپايى گل را با هندسهء عشق درآميخته « حامد » * شعر تو صناعات اهورايى گل را

منظومهء مهر

تمام نغمه‌ها از چنگ عشق است * نيستانها پر از آهنگ عشق است دمادم در قنوتش مهر مىگفت * دل هر ذرّه‌اى در چنگ عشق است صبا با گل‌رخانِ باغ مىگفت * كه چشم پنجره دلتنگ عشق است بكو با لاله‌هاى ارغوانى * شهيدستان ما همرنگ عشق است سواران شقايق مىسرودند * كه سر بر روى شانه ننگ عشق است ميان معركه از بارش عشق * فلاخن در فلاخن سنگ عشق است ملائك در حضور عشق گفتند * كُميت آسمانها لنگ عشق است بگو « حامد » درين منظومهء مهر * كه مجنون نيمهء كم‌رنگ عشق است