تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١

مقام معلّم

معلّم ؛ اى كليد حلّ مشكل * بود ياد تو اندر گوشهء دل تويى ، سرچشمهء عشق و محبّت * كلامِ تو بود عينِ صداقت تويى ، سرچشمهء نورِ معانى * بود نام و مقامت جاودانى تويى ، سرچشمهء حِلم و سيادت * سيادت دارى در حين عبادت تويى ، سرچشمهء رنج و مرارت * عبادت دارى اندر هر عبادت تويى ، سرچشمهء خورشيد انور * ز علمِ تو بود دنيا منوّر تويى ، سرچشمهء ايجادِ وحدت * به وحدت از مظالم دارى نفرت تويى ، سرچشمهء ايثار و ايمان * ندارى وحشتى در دادن جان تويى ، روشنگر راه سعادت * پذيراى سعادت ، در شهادت تويى ، يارىدهِ دين محمّد صلى اللّه عليه و آله * بود راهِ تو آيين محمّد صلى اللّه عليه و آله تويى رزمندهء راهِ حقيقت * نَهى جان را به درگاه حقيقت گرفتارى اگر در دستِ دشمن * نمىگردى تو هرگز پستِ دشمن تو گر از خويشتن خواهى رهيدى * به نورِ منزلِ معنى رسيدى تو شغل انبيا را برگزيدى * ره عشق و وفا را برگزيدى تو از نور محمّد صلى اللّه عليه و آله جان گرفتى * كلامت را تو از قرآن گرفتى تو روحِ رونقِ بازارِ دينى * ولايت را به مانندِ نگينى تو عاشق‌تر ز مجنون زمانى * امينى ، رهنمونى ، در امانى تو از خيل شهيدان ديارى * شفق را رنگ خون آشكارى تو فريادِ دل بيچارگانى * طنينِ ضجّهء آوارگانى تو نور ديدهء ياران نورى * طلوع رحمتى ، باران نورى تو نقّاش زبردست زمانى * بلندآوازهء هفت آسمانى زمانى لُمعهء خُلقِ عظيمى * شفاعت‌خواهِ امّت از جهيمى
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 531 | سيد محمد باقر برقعى