* او را به گريهاى دعوت كردم
* با هقهقى به تلخىِ تبعيد
تسليم باغ و صحرا را گفت
* با كولهبارش از چيله « 1 » پر
رؤياى سرخ و داغ اجاقم را تعبير كرد
* اينك
با برگهاى سوخته
گسيخته
ريخته
در آستانهء بوران
بىپوستين بايد رفتن
آرى !
هامش
( 1 ) - چيله : خردههاى هيزم و شاخههاى شكسته گياهان .