تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
مشكلات و معانى اشعار آنان را حلّ نمايد . سال‌هاست كه دربارهء اشعار خواجه حافظ شيراز مطالعه كرده و با وسعت معلوماتى كه در ادبيّات دارد ، يادداشت‌هايى دربارهء آن شاعر بزرگ تدوين كرده است . جاويد زبان انگليسى را خوب مىداند و از منابع فرهنگى آن زبان استفاده مىكند . او در فنّ سخنورى و خطابه نيز مهارت دارد . صحبتش گرم و دلنشين و محضرش براى دوستان شيرين و مغتنم است . » جاويد بااين‌كه داعيهء شاعرى ندارد ، امّا اشعارش در قصايد استوار و غزليّاتش شيوا و دلنشين است و در شعر نو نيز گاهى طبع‌آزمايى مىكند . نمونه‌هاى زير از اشعار اوست :

فروغ بخت

اميد ديدن آن صبح نادميده گذشت * كه شب دراز شد و نوبت سپيده گذشت به خاك تيره بريزيم كان نسيم مراد * گذشت از در اين باغ و گل نچيده گذشت بر آستان شفق خون آفتاب چه كرد ؟ * كه ماه يك‌شبه با قامت خميده گذشت حديث ما همه يك نكته بود و بر لب بود * ولى دريغ ! كه آن نيز ناشنيده گذشت فروغ بخت چه كوتاه زندگانى بود * كه تا زدم مژه برهم ، ز پيش ديده گذشت

سايهء روشن

به رنگ لالهء صحراست رنگ پيرهنت * كه موج مىزند از جام آن شراب تنت چو چشمه‌اى كه بر آن رنگ لاله افشانند * سپيد و سرخ زند سايه روشن بدنت دو گوشواره به گوش تو كرده‌ام ز دو اشك * كه باشد از صدف سينه رازگوى مَنَت به گرد جام لبت بوسه برزند آرام * كه قطره قطره بنوشد شراب از دهنت خموش مانى و از شرم سرخ‌گونه شوى * چو آسمان غروب است رنگ باختنت شبى به باغ خيالم گذار كن چو نسيم * كه خوابگه كنم از ارغوان و ياسمنت فريب داشتنىهاى روزگار مخور * اگر زمانه دهد بخت دوست‌داشتنت
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 363 | سيد محمد باقر برقعى