مشكلات و معانى اشعار آنان را حلّ نمايد . سالهاست كه دربارهء اشعار خواجه حافظ شيراز مطالعه كرده و با وسعت معلوماتى كه در ادبيّات دارد ، يادداشتهايى دربارهء آن شاعر بزرگ تدوين كرده است . جاويد زبان انگليسى را خوب مىداند و از منابع فرهنگى آن زبان استفاده مىكند . او در فنّ سخنورى و خطابه نيز مهارت دارد . صحبتش گرم و دلنشين و محضرش براى دوستان شيرين و مغتنم است . »
جاويد بااينكه داعيهء شاعرى ندارد ، امّا اشعارش در قصايد استوار و غزليّاتش شيوا و دلنشين است و در شعر نو نيز گاهى طبعآزمايى مىكند .
نمونههاى زير از اشعار اوست :
فروغ بخت
اميد ديدن آن صبح نادميده گذشت * كه شب دراز شد و نوبت سپيده گذشت
به خاك تيره بريزيم كان نسيم مراد * گذشت از در اين باغ و گل نچيده گذشت
بر آستان شفق خون آفتاب چه كرد ؟ * كه ماه يكشبه با قامت خميده گذشت
حديث ما همه يك نكته بود و بر لب بود * ولى دريغ ! كه آن نيز ناشنيده گذشت
فروغ بخت چه كوتاه زندگانى بود * كه تا زدم مژه برهم ، ز پيش ديده گذشت
سايهء روشن
به رنگ لالهء صحراست رنگ پيرهنت * كه موج مىزند از جام آن شراب تنت
چو چشمهاى كه بر آن رنگ لاله افشانند * سپيد و سرخ زند سايه روشن بدنت
دو گوشواره به گوش تو كردهام ز دو اشك * كه باشد از صدف سينه رازگوى مَنَت
به گرد جام لبت بوسه برزند آرام * كه قطره قطره بنوشد شراب از دهنت
خموش مانى و از شرم سرخگونه شوى * چو آسمان غروب است رنگ باختنت
شبى به باغ خيالم گذار كن چو نسيم * كه خوابگه كنم از ارغوان و ياسمنت
فريب داشتنىهاى روزگار مخور * اگر زمانه دهد بخت دوستداشتنت