آسمانى ستاره
تقديم به چشمانت .
( 4 )
در كوچههاى بنبست
چشمها
ديوارها را اندازه مىگيرند
* دل من امّا
به وسعت يك شهر
مىگيرد .
( 5 )
از كجا مىآيى . . .
بدينگونه
سهمگين و آسيمه
مرا با خويش
به آسمان بسپار
تا چو گردى
خود را بتكانم .
( 6 )
ديروز گذشت
امروز نيز
فردا هم
بگذار بگذرد
وقتى حرف تازه ندارد .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 279
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٢٧٩