لحظهء استجابت
كسى آن طرفها صدايم نكرد * و با دست تو آشنايم نكرد
براى خوشامد به چشمان تو * كمى شرم هم چشمهايم نكرد
كمى خنده ، گاهى تبسّم ، ولى * حيا لحظهاى هم رهايم نكرد
كسى دستِ گرمى به دوشم نزد * و از آن طرفها صدايم نكرد
اى سبز !
آرامش توفان غريبى ، اى سبز * درياى عطوفتى ، حبيبى ، اى سبز
دستان نوازشگر تو مىگويد * لبريز صفايى و نجيبى ، اى سبز
چشمان تو بوى مهربانى دارند * سرشار اميدى و عجيبى ، اى سبز
تو سبزتر از بهار و مىدانم * صد فصل تحمّل و شكيبى ، اى سبز
تقديم به لحظههاى تو گرمى عشق * هرچند كه گرم پرلهيبى ، اى سبز
با آنكه شب از نيمه گذشتهست ، ولى * در عشق هميشه بىرقيبى ، اى سبز
نذر ابو الفضل العباس عليه السّلام آيينهء احساس
باز يك شاخه گل ياس شكست * باز يكدانهء الماس شكست
باز درياى عطش در يك مشك * باز آيينهء احساس شكست
مشك بود و لبودندان و عطش * عشق سر زد ، تب وسواس شكست
آن طرف گوشهء آن خيمه كسى * همصدا با دل عبّاس شكست